تبليغاتX
آنگاه پس از تندر


آنگاه پس از تندر

کاش می شد سرنوشت از سرنوشت...

پسر خوبی بود.همه دوسش داشتن. عاشق کارهای هنری بود. واسه خودش یه پا بازیگر بود. تابستون بود. پسر رفت به طرف آموزشگاه.

پسر:سلام آقا.

نگهبان:سلام، بفرمایین.

پسر:تو دفتر آموزشگاه کسی هست؟

نگهبان:نیستن. از دهم به بعد.

پسر رفت بیرون. روز پونزده تیر دوباره برگشت. آموزشگاه باز بود. واسه کلاسهای کارگاهی نتونست ثبت نام کنه با اینکه چار سال تئاتر کار کرده بود. میگفتن باید گواهی پایان دوره مقدماتی داشته باشی. مجبورا رفت میون یه عده تازه به دوران رسیده مدعی. ولی پسر اونقد تو دار بود که بروی خودش هم نمیاورد. بعضی هاشونم فقط اومده بودن دنبال داف بازی و عیاشی. خلاصه کلاسها شروع شد. پسر تو همه جلسات با بازی قشنگش خودنمایی میکرد. استاد هم اونو دیگه به اسم کوچیک صدا میزد. کلاس خانوما و آقایون جدا از هم بود ولی سه چار جلسه ادقام شد. دیگه همه پسر رو میشناختن. ولی گفتم که پسر خیلی خاکی و آروم بود. پسر قصد داشت بعد از تموم شدن دوره مقدماتی یه گروه دوستانه تشکیل بده که در کنار کلاسهای کارگاهی بتونن فنون و تکنیک های بازی و کارگردانی رو دسته جمعی اجرا کنن. بخاطر همین با توجه به شناخت ناقصش(بعدا میگم چرا ناقص) سه تا خانوم و سه تا آقا انتخاب کرد و شمارشونو گرفت تا باهاشون تماس بگیره. چند وقت گذشت و امتحانات پایان دوره شروع شد. اصلا پسر باورش نمیشد که تابستون اینقد زود تموم شد. بعد از امتحانات پسر برای گرفتن گواهی به آموزشگاه رفت. چند تا از خانوما هم اونجا بودن که به محض ورود پسر به صورت خیلی تابلو و سه و به قول معروف علنی باهم شروع به پچ پچ کردن.

پسر: سلام خانوم.... .

منشی: سلام خوبین.

پسر: متشکرم، گواهی حاظر شده.

منشی:بله حاظره. بفرمایین.

پسر:ممنون.

در همون لحظه یکی از دوستهای پسر با یه قیافه ضایه وارد شد.

دوست: به، سلام آقا... ، خوبی؟ چه خبرا؟

پسر: سلام... جان، شما خوبی؟

دوست: چاکرتم، شی موکونیا، آمدی گواهی بگیری؟

پسر: آره گرفتم مال تو هم همین رو بود.

دوست:(میگردد) آها، اینهاش، بالاخره گرفتم. راستی آقا...، میشه چند روزی خطتو بدی به من؟ یه جا کارم لنگه دائمی احتیاج دارم.

پسر: قابل شما رو نداره. چرا که ندم.

همگی خداحافظی کردند و رفتند. دو هفته بعد.....    (ادامه دارد...)

نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 22:53 توسط سینا| |


Design By : Night Skin