تبليغاتX
آنگاه پس از تندر


آنگاه پس از تندر

کاش می شد سرنوشت از سرنوشت...

این منم ! یه مرد شرقی ، با یه عالمه ترانه
 یه ترانه خون خسته ، با نگاه عاشقانه
این منم ! یه مرد شرقی ، یه برنده ، یه ستاره
نبض ساز رو تو ترانه زنده می کنم دوباره
 اما تو اینه کی ام من ؟ یه ترانه ساز خسته
 که نبودن یه یاور ، همه جاده هاش بسته

گفتی از حادثه بگذر برای به من رسیدن
 از همه دنیا گذشتم ، حالا این تو ،‌ حالا این من
 معنی به تو رسیدن نرسیدن به خودم بود
 توی قصه ی من و تو ، حرف عاشقانه کم بود

 بی تو بازنده ترینم ، ای برنده ی همیشه
 غصه ی نبودن تو ، تو ترانه جا نمی شه
 با تو من برنده می شم ، توی این ترانه بازی
تو سکوت خلوت من ، تو مث صدای سازی
با تو این عاشق شرقی روی قله ی ترانه س
 حرف آخرم تویی ، تو ! این ترانه ها بهانس

گفتی از حادثه بگذر برای به من رسیدن
 از همه دنیا گذشتم ، حالا این تو ،‌ حالا این من
 معنی به تو رسیدن نرسیدن به خودم بود
 توی قصه ی من و تو ،‌حرف عاشقانه کم بود ■

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 17:10 توسط سینا| |


Design By : Night Skin