تبليغاتX
آنگاه پس از تندر - نشانی (تقدیم به آنکه دوستش دارم)


آنگاه پس از تندر

کاش می شد سرنوشت از سرنوشت...

خانه دوست کجاست ؟ در فلق بود که پرسید سوار

 
آسمان مکثی کرد


رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید

و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت


نرسید به درخت

کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است


و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است


می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر به در می آرد


پس به سمت گل تنهایی می پیچی


 دو قدم مانده به گل


پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی


و تو را ترسی شفاف فرا میگیرد


در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی


کودکی می بینی


رفته از کاج بلندی بالا جوجه بردارد از لانه نور و از او می پرسی


خانه دوست کجاست

                                                                                 (سهراب سپهری)


نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 11:15 توسط سینا| |


Design By : Night Skin